اگر برای ما اب ندارد برای تو نان دارد.
اورده اند که در دوران قاجار.حاج میرزا اغاسی وزیر با کیاست قجری سخت نگران بی ابی ایران بخصوص قم بود از این سبب مقنی های زیاد به کار حفر قنات بگماشت.از قضا صدر اعظم روزی بر سر چاهی امد و از مقنی جویای اوضاع شد.مقنی هم بسی نالید و گفت ابی نیست اینکار را ثمری نباشد.و ابی در این چاه نیست.اغاسی هم لبخندی زد و گفت.تو کارت را بکن اگر برای ما اب ندارد برای تو نان دارد.

باباتو میسوزنم
ضرب المثل باباتو میسوزنم .یا بابام سوخت ،که در استان فارس بسیار رایج است از کجا باب شد .
در مصر باستان علاوه بر شاه و اشراف مردمی که دستشان به دهانشان می رسید مردگان خود را مومیای و در خانه نگاه می داشتند.گاهی مردم برای گرفتن قرض و وام با ارزش ترین دارایی خود را یعنی مومیای پدرشان را به یهویان طماع و نزول خور گرو می دادند .
اگر مصری بدبخت در باز پرداخت سود وام تعلل می کرد یهودی وام دهنده تهدید به سوزاندن مومیای پدر فرد می کرد.و می گفت: یا قرضت را بده یا بابات رو میسوزنم....و گاهی برای ابرو ریزی در ملاعام مومیای فرد را اتش میزدند و مصری بدبخت فریاد میزد وای ...بابام سوخت

گویند شخص کوتاه قامتی از دست ستمگری به انوشیروان شکایت کرد. شاه گفت: گمان
نمی کنم که راست بگویی! زیرا آدم های کوتاه قامت معمولا" خود حیله گر و ستمگرند! مرد
شاکی گردن کج کرد و گفت: قربانت گردم! آن که بر من ستم کرده ازمن کوتاه تر است!

روزی انوری، شاعر معروف، از بازار بلخ می گذشت. تجمعی دید. پیش رفت و سری در
میان کرد.مردی را دید که بر بلندی رفته و قصاید او را به نام خود می خواند! انوری فریاد کرد:
ای مرد این قصاید انوری است که می خوانی! مرد با خون سردی گفت: خوب! چه اشکالی
دارد؟ انوری خود من هستم!!! انوری لبخند تلخی زد و گفت:شعر دزد شنیده بودم! اما شاعر
دزد ندیده بودم!!!
برچسبها: طنز, تاریخی, صدر اعظم, بلخ
.: Weblog Themes By Pichak :.

