اسطوره های ایرانی مشتمل بر آرا و دیدگاه های ساکنان فلات ایران در خصوص رویارویی با مقوله هایی مانند خیر و شر، کارهای ایزدان، شجاعت های قهرمانان و مخلوقات افسانه ای می باشند. این اسطوره ها دارای نقشی اساسی در فرهنگ ایرانی هستند. بیشتر اطلاعات ما درباره اسطوره های ایرانی (اساطیر ایران باستان) از دو منبع گرفته شده اند: ۱) اوستا، کتاب مقدس دین زرتشت ، و ۲)شاهنامه ، اثر حماسی فردوسی به نظم.

اهورا مزدا: که سرور دانا، خدای غایی، خیر مطلق، و خرد و معرفت می باشد، آفریننده خورشید، ستارگان، تاریکی و روشنایی، انسان ها و حیوانات و تمامی فعالیت های فکری و جسمی است. اهریمن، روح شریر و نقطه مقابل اهورا مزداست که همواره سعی دارد حقیقت و جهان را نابود سازد و به انسان ها و حیوانات آسیب برساند.

زندگی در این عالم، بازتابی از مبارزه کیهانی بین اهورا مزدا و اهریمن است. بنابراین، کلیه انسان ها باید بین این دو، دست به انتخاب بزنند.

آناهیتا: آناهیتا الهه آب ایران باستان و به عنوان الهه باروری، بانوی جانوران و الهه رقص مقدس شناخته شده‌است. آناهیتا بر آب‌ها حکمرانی می‌کرد و ستاره‌ها و سرنوشت تحت فرمان او بودند. او اصل خلاقیت زنانه را به تصویر می‌کشد. آناهیتا بال دارد و شیرهایی قدرتمند او را همراهی می‌کنند و اغلب مزین‌شده به تاجی از ستارگان به تصویر کشیده می‌شود. او همچنین با دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و آب‌های تولد همراه است. او حامی زنان و الهه جنگ است. آناهیتا به معنای»فرد پاکدامن» است. او به عنوان یک باکره به تصویر کشیده شده‌است، یک ردای طلایی و کلاه پادشاهی الماس نیز دارد. حیوانات مقدس او کبوتر و طاووس هستند. در ایران باستان، آناهیتا بسیار محبوب بود و به عنوان یکی از الهه‌های بزرگ که در بسیاری از ادیان شرقی وجود دارند، محسوب می‌شود.

ایزدبانو اَناهیتا در آبان یشت زنی زیبا، جوان و بالابلند توصیف شده است. او کمربندی بر کمر دارد و جواهرات زیبایی به خود آویخته است. طوقی زرین بر گردن دارد و تاجی با صد ستاره هشت گوش بر سر نهاده و لباسی پر چین و زرین بر تن کرده است.

 این ایزدبانو الهه عشق و باروری نیز بوده و بانوان برای به دنیا آوردن فرزندان و دختران برای یافتن همسری شایسته به درگاه او راز و نیاز می‌کردند. او را همتای آفرودیت در یونان می‌دانند.

جایگاه او در بلندترین طبقه آسمان است و به دستور اَهورامزدا، برف و باران و تگرگ را بر جهان می باراند.

ورثرغنه : (بهرام) ایزد جنگجویان و مهاجمان و سرچشمه نیروی پیروزی بر دیوان است . اهورا مزدا به زرتشت توصیه کرد که هر گاه گرفتاری جادوی دشمن شد، پر ورثرغنه را از قالب یک پرنده برگیرد.

مهر (میترا): مهر یکی از ایزدان اصلی در اساطیر ایرانی است که سنت پرستش او به زمان ‌های بسیار دور بازمی‌گردد. ایزد مهر در سرزمین هندوستان نیز خدای مهمی بوده و نام او در کنار ورونا یکی از خدایان هندی قرار می‌گیرد.

میترا در آیین زرتشتی زاده اهورامزداست و آفریده شده تا از آفرینش او پاسداری کند. او نگهبان نظم و راستی است و بر درستی پیمانها نظارت می‌کند. پیمان میان زن و مرد،  پیمان میان کشورها و … از وظایف اوست. سپاهیان در ایران باستان پیش از جنگ نیایشهایی به درگاه ایزد مهر انجام می‌دادند. به مرور این نیایشها، شکلی آیینی به خود گرفت و زمینه پیدایش کیش مهر یا آیین مهر پرستی شد. مهریشت بخشی از اوستاست که به توصیف ایزد مهر اختصاص دارد. او پیش از خورشید در آسمان ظاهر می‌شود و همراه خورشید است. این همراهی باعث شد بعدها مهر معنی خورشید پیدا کند.

دکتر ژاله آموزگار در کتاب تاریخ اساطیر ایران مهر را اینگونه توصیف می‌کند:

« او دارنده دشتهای فراخ است و هزار گوش و ده هزار چشم دارد و بازوانی بلند و توانا که می‌تواند به سوی همه جهان دراز شوند. او همه پهنای هستی و مردمان را زیر نظر دارد تا کسی پیمان نشکند. جای او بر بلندای البرز است. بر تن زرهی زرین، بر دوش سپری سیمین و در دست گرزی گران دارد، گرزی که دارای صد گره  و صد تیغه است و از فلز زرد و زر سخت ساخته شده است…او بر گردونه مینوی ستاره نشانی با چهار اسب سفید نامیرا که نعلهای زرین و سیمین دارند و ساخته سپنته مینو هستند سوار می‌شوند. اسبهای مهر بدون سایه هستند. در گردونه او هزار تیر و هزار نیزه و هزار تبرزین پولادین است. به هنگام حرکت در گردونه، ایزد بهرام پیشاپیش او به صورت گرازی گام برمی دارد.» (آموزگار،۱۳۹۱،صفحه ۲۰)

جشن مهرگان در اساطیر ایرانی

در آیین‌های دینی، مهر نقش بسیار پر رنگی دارد. بازمانده این آیینها جشن مهرگان است که در شانزدهمین روز ماه مهر طبق تقویم باستانی برگزار می‌شود. این جشن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و آن را قرینه نوروز می‌دانند.

 آیین شب چله نیز با ایزد مهر در ارتباط است. آیین مهرپرستی از طریق سربازان رومی به اروپا راه میابد و به رقیبی بزرگ برای مسیحیت تبدیل می‌شود. مسیحیان پس از جنگهای بسیار، موفق به براندازی این آیین از قاره اروپا می‌شوند؛ اما رد پای آیین مهرپرستی در مسیحیت باقی می‌ماند. امروزه بسیاری از آداب و سنتهای آیین مسیحت برگرفته از آیین مهر پرستی یا میترائیسم در ایران باستان است که جشن کریسمس نمود بارز آن است.

کیش مهر در کشورهای غربی

بقایای مهرابه ها در کشورهای اروپایی نشان از حضور قدرتمند این آیین در تاریخ اروپا دارد. بر اساس نگاره های موجود در کشورهای غربی ایزد مهر به صورت کودک یا جوانی از صخره زاده می‌شود و با دشنه و مشعلی آتش که نماد نور است پای به این جهان می‌گذارد. این ایزد با خورشید زورآزمایی می‌کند و پس از شکست خورشید با او دست دوستی می‌دهد. خورشید نیز تاجی بر سر او می‌نهد و از آن پس یاران وفاداری می‌شوند. احتمالا تاج نور بر سر مسیح در نگاره ها ریشه در این داستان دارد

مهر با گاو نیز می‌جنگد آن را می‌کشد و از تن گاو حیات گیاهی و جانوری پدید می‌آید. برخی این نبرد را غلبه انسان بر نفس سرکش تعبیر کرده‌اند.

مراحل پیوستن به آیین مهر پرستی

در غرب، پیوستن به آیین مهر بسیار دشوار بود. پیروان این آیین باید مراحلی هفتگانه را پشت سر می‌گذاشتند که به ترتیب زیر بود: کلاغ، عروس، سرباز، شیر، مرد پارسی، پیک خورشید و در آخر پیر یا پدر که بالاترین پایه بوده و فردی که می‌توانست به این مقام برسد نماینده ایزد مهر بر روی زمین به شمار می‌رفت (امروزه جایگاه پاپ یا پدر در آیین مسیحیت ریشه در این سلسسله مراتب دارد)

منابع

عفیفی، رحیم ۱۳۷۴، اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی، تهران: انتشارات توس

وزین افضل. مهدی. تاریخ ایران باستان. زمستان۱۳۸۴

بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، انتشارات آگاه، تهران، ۱۳۸۹

آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، انتشارات سمت، ، تهران،۱۳۹۱

هینلز، جان، شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، نشر چشمه، تهران ۱۳۹۱


برچسب‌ها: آناهیتا, اهورامزدا, مهر, میترا

تاريخ : سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰ | 9:31 | نویسنده : یک مورخ |